خرید بک لینک
سلامی دوباره

گاه انسان به مرحله ای می رسد که همه و همه وهمه .... پوچ می شوند انگار نه انگار کسی هست >>>کسی دوستش دارد ....کسی با او دشمن است ....کسی صدایش میزند.... سهرابی هست در آن دور دستها که شاید بخواندش....

دیگر برایش اهمیت ندارد که زنده است یا مرده .... دیگر به قایق هم نمی اندیشد حتی به رنگی که می نویسد هر چه پیش آید خوش اید ...

این آدم همیشه سبز بود فوق فوقش آبی ..... چرا روزگار به تنگش آورده خدا می داند و آن روزگار لاکردار ...........

برچسب: نویسنده: بردیا اکبری تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 21:34

صفحه بندی